دو تا پسر خوشگل و زرنگ

هرچی کامی و میلی بگن!!!!

دلتنگی

سلام کامی داداش بعد از چند سال اینجا آپ کردم ! اگه بودی یا هستی یه خبری همینجا به من بده ! چند ساله که نیومدم دلم برای همه تون تنگ شده

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 0:52  توسط میلاد  | 

بدو برو به اون وبم

به خاطر اینکه کامی داره جدا کار می کنه

منم یه وبلاگ جدید زدم اونجا می نویسم

ولی این وبلاگ هم حذف نمیشه

که نشون بدیم هنوز هم مثل دو تا دوست خوب هستیم

آدرس جدیدم  lover-love.blogfa.com

حتما بهم سر بزنید

سعی می کنم دیگه هم نرم

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 11:32  توسط میلاد  | 

دوباره برگشتم

سلام به همه ی دوستان عزیز

بعد از چند ماه دوباره برگشتم هورااااااااااا

ولی مثل اینکه دوستم یا همون همکارم که اینجا آپ می کرد

برای یه بار هم که شده این وب رو آپ نکرد و آپ قبلی هم از خود منه

عیب نداره    

به کسی سر نمی زنم

می خوام ببینم کی معرفت داره میاد اینجا

دلم برای همتون تنگ شده

امیدوارم دوباره مثل قبلا به هم سر بزنیم

هنوز تصمیمم رو نگرفتم که برگردم یا نه

شایدم نیام

هنوز نمی دونم

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت 7:24  توسط میلاد  | 

تولدم مبارک

سلام

و این چنین روزی بود که من به دنیا اومدم و الان ۲۰ سالم شده ولی کسی نیست منو آدم کنه

یه لحظه یه آهنگ رپ از زد بازی اومد تو ذهنم گفتم گفتنش به از نگفتنشه

و به قول دخترای وبلاگ نویس تقلد تقلد تقلدم مبارک . (ببین کارم به کجا رسیده که دخترای با ارزش وبلاگ نویس رو مسخره می کنم )

یه چیزی رو جدی میگم نگن بچه ۲۰ ساله لال به دنیا اومده . بین خودمون بمونه 

من زیاد از این جیگول بازی ها و تولد مولدا خوشم نمیاد

زیادم تو خونه کسی برام تولد نگرفت

ولی به مناسبت سن ۲۰ که دیگه از جوجه بودن در اومدم و واسه خودم یه خروسی شدم  .

پدرم هدیه ای بسی برای من با ارزش دادن که همینجا جا داره ازش تشکر کنم .

میلاد میلاد رو به همه میلاد دوستان تبریک میگم

هورااااااااااااااااااااااااا تولد تولد تولدم مبارک میام الان شمع ها رو شوت می کنم

برید کنار و اینم یه شوت و توی دروازه

گللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل

فقط کم مونده جفتک بزنم

و اما سخنی با دوستان از اون مسخره  بازی های جوجه ای در بیام .

چون دیگه واسه خودم خروسی شدم .

بچه هاااااااا 

من سرم خیلی شلوغه دیگه وقت نمی کنم بیام بهتون سر بزنم

خیلی ها اومدن گفتن آپ هستن ولی شرمنده نتونستم بهشون سر بزنم

و همین الان هم میگم اگه کسی بهم سر زد  . شاید وقت نکنم بیام محبتش روجبران کنم

بچه ها همین الان یه شعر اومد تو ذهنم

تولدم مبارک      پیشاپیش عید شما هم مبارک

هووووووو...... شعرمو مسخره نکن

اصل شعر قافیه اشه که اینم قافیه داره

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 12:32  توسط میلاد  | 

انرژی منفی به این میگن . حالشووو ببرین

اومدم به زنم تو پر وبالتون . صبر کنید می خوام یه فاز منفی بهتون بدم که تا یه مدت به صورت کاملا مدرن و اساسی دپرس بشین

+ آقا و خانوم محترم یکی بیاد به من بگه   

           

باش می گم نزن

من دلمممم نمی خواد ترم ۲ برم دانشگاههههههههههههههه

چرا ؟ چون هوا گرمه ، چون اگه نخوام روزایی که برای امتحان ها رفتم رو حساب کنم یه چیزی حول و حوش ۶۰ روزی میشه که من نرفتم سر کلاس . الانم اصلا حس درس خوندن ورفتن سر کلاسا رو ندارم (اههههههه این شکلک عصبانیت قرمزه کوش می خوام اونو بذارم )

الان من تو حال و هوای عیدم

بعد از عیدم کی حال داره بره اون همه راه رووووووووووو 

میلی :این آپ فقط برای دانشجوووووویان نیست . برای بچه هایی که هنوز در دوران مدسه تحصیل می کنن هم هست .

میلی : این همه ی نفرت من نسبت به ترم دومه . آقا نمی خولم برم سر کلاس زورهههههههه

میلی : چیه می خوای بگی پسرا که گریه نمی کنن ؟! من گر یه می کنم خوبشم گر یه می کنم . حرفیه ؟؟؟؟؟؟

پیشاپیش هم بگم هر کسی می خواد دلداری بده با من طرفه

راستی دارم آش نذری می خورم .بفرمااااااا .فقط قاشق و آش درون کاسه دهنی شده اگه از دهنی من می خوری بیاجلو

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 17:40  توسط میلاد  | 

بدون شرح!

+اولا سلام

کامی:دلم برا اسم کامی تو وبلاگ تنگیده بود در ضمن کامی تو وبلاگ کم شده.

+ثانیا جاتون خالی بازی رو با بچه ها رفتیم استادیوم یعنی کریم که گل زد ۳ نفر رو با چشم خودم دیدم غش کردن.اخر بازی هم یه پسره که حدود ۱۲۰ کیلو وزنش بود پرید بغلم در کل له شدیم ولی حال داد.

کامی:اینم از مزیت های پرسپولیسی بودن و پسر بودن(اخه فقط پسرا رو تو استادیوم راه می دن).

ثالثا:پروفایل رو هم بعد از ۶ ماه تاخیر اونم بخاطر میلاد پر کردم..هرجای پروفایل رو خوندی دیدی چرت و پرته بدون من نوشتم.

کامی:این اپم فقط بخاطر اولتیماتوم تو بود(مخاطب خواست)!!!!!!!

+راستی ولنتاین نیز نزدیک می باشد....دیگه وقتشه قلکاتونو بشکونین...یکی هم ما رو دریابه!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 21:44  توسط کامران   | 

برد پرسپولیس رو تبریک می گم

سلام

برد پرسپولیس رو به همه ی پرسپولیسی ها تبریک می گم

هورررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررااااااااااااااااااااااااااا.......واقعا خوشحالم. بازی هم تقریبا همونجوری بود  که  پیش بینی می  کردم . بازی ۳گل  داشت   که یه گلش هم باقری زد .......بلاخره به استقلالی ها ثابت   کردیم که پرسپولیس از استقلال بهتره

هر چی انرژی داشتم برای این بازی گذاشتم و با گل  باقری دیگه از خود بی خود شدم

پ.ن. این آپ فقط به عشخ پرسپولیس بود . ولی به عنوان آپ بهش حساب نکنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 17:27  توسط میلاد 

بخون ببین شیرینی قبولیم چیه

ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــلــــــــــــــــــا م

+ اول بگم  که من واقعا خیلی خوشحالم  که ایندفعه همه ی دوستای قدیمیم اومدن نظر دادن و منو  واقعا خوشحال کردن البته چند نفری نیومدن که کاش اونا هم میومدن و خیلی خوشحالم که هنوزم بعضی از دوستان از خاطرات روزانه ی یک پسر به نیکی یاد می کنن .

+ در ادامه ی آپ قبلی هم بگم که من اصلا در مورد  خودم حرفی نزدم که بعضی هاتون ازم عکس خواستین ٬ فقط نظر خودم رو در مورد دوستی دختر و پسر و غرور کاذبشون گفتم و من منظورم افرادی بودن که به قول نظر یکی از بچه ها برای خودشون کارت پستال می فرستن و بی خودی غرور دارن < به نظر من غرور چیز بدیه >

+راستی بچه ها همه ی درسا رو قبول شدم  . شیرینیم همین آپم بود 

+هیچکدومتونم برا لینک بهم پیشنهاد نکرد و این کار منو سخت می کنه . باید خودم بیام ببینم کی لینکمون کرده و کار خدا پسندانشون رو جبران کنم . 

میلی: برای این آپ فقط اومدم خبر قبولیمو بدم

میلی:دوستان جدید ٬ من هیچوقت کسی رو برای آپ خبر نکردم .

میلی:کامی یه خصوصی تو قسمت مدیریت برات گذاشتم برو بخونش بعدش هم خبرم کن

میلی: پرسپولیسم سرور استقلاله . نتیجه ی بازی پرسپولیس ۳ استقلال صفر < گلزنای بازی محسن خلیلی . کریم باقری و هوار ملا محمد >  

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 15:47  توسط میلاد  | 

دختر و پسرایی که فقط فکر می کنن خوشتیـپن

سلام به دوستان گل

+ من امروز خیلی سر حالم و خوب ٬ امتحانای ترم رو به خوبی دادم . البته عمومی ها رو عالی دادم ولی تخصصی ها بین خودمون بمونه (...........خراب کردم ) ولی به احتمال زیاد قبول میشم . نشدم هم فدای سر تک تک شما

+ این وب چند روزی که من نبودم خیلی بی مزه شده کامی خان هم انگار قصدی برای آپ نداشت . پس دوباره خودم اووومدم.

+این مدت دانشگاه هم حسابی حال کردم . دخترای خوب و خوشگلی هم اونجا بود البته من که رفتمه واسه درس  . دخترای دانشگامون از کوچه ی کامی اینا هم بیشتره

+چند روز پیش خواستم آپ کنم که کامپیوتر ریستارت شد همه چیز پرید .

+ راستی اینم بگم نگن لالم واقعا بعضی از دوستانم حالا فرق نداره دختر یا پسر واقعا دچار (خود بزرگ بینی غیر منطقی شدنه ) و با اون قیافه های افتضاحشون فکر می کنن خیلی خوشگل و خوشتیپن و یه کلاسی میذارن که حرص منو در میارن .

+ بعضی از دوستام هم چند تا دوس دختر زشت میذارن این ور اونورشون و از اینکه چند تا دوس دختر دارن فکر می کنن خیلی خوشتیپن ولی یه لحظه به این فکر نمی کنن که این دخترای زشت از مجبوری اومدن با تو دوس شدنه چون کسی دخترای اونجوری رو تحویل نمی گیره .

+ من یه اعتقادی دارم یعنی از همون اول اعتقادم این بود که همیشه فقط یه دونه دوس دختر خوشگل برا خودم نگه می داشتم ( یعنی فقط با یه دختر خوشگل می گشتم ) و اصلا حاضر نیستم با چند تا دختر اونجوری بگردم و بعدش بگم هاااااا چه خوشتیپم که همه با من دوس میشن .

کلمه خود بزرگ بینی غیر منطقی رو فکر کنم خودم اختراع کردم

+اینم آیدی جدید منه mily_milad ادد کنید .

+دوستان عزیزی که ما رو لینک کردن و ما هنوز لینکشون نکردیم به ما بگن که ما هم لینکشون کنیم .

+ راستی امتحانام داره تموم میشه و یه مدتم دانشگاه برای آغاز ترم جدید تعطیله واسه همین بیشتر بهتون سر میزنم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 19:25  توسط میلاد  | 

خوش اومدی پسر

+سلام عرض شد.....حال شما؟ نشناختین؟؟؟؟؟؟؟بابا من ۱ زمانی تو همین وب پست می دادم....بابا قبلا وب داشتم......اگه می بینین چند وقته نبودم از یک طرف خونمونو عوض کردیم از یه طرفمم مسافرت بودم از اون یکی طرف داشتم خودمو اصلاح می کردم..

کامی:شد چند طرفه؟؟؟فک کنم سه طرف.....

+دیگه باید کم بیام نت تا بيان تو اين شهرك برا خونمون وايرلس نصب كنن ...اخه ديال اپ حال نميده اينجا adsl هم نداره....حالا شاید دیال اپ اومدم.....

واقعا جای شما پسراتو این شهرک خالیه چون تعداد پسرا کمه تعداد دخترا زیاد...وقتیم ادم فش می کنه می ره بیرون همه دخیاش با چشم ادمو می خورن اونم با استخون!!!!!!!!!!!

کامی:کم کم میام بهتون سر می زنم پیش هرکیم نرفتم نا راحت نشه.....

کامی:خلاصه دلم برا همه تنگولیده اینو می خواستم اول بگم گفتم کمی متفاوت باشم.... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 15:52  توسط کامران   | 

یه آپ مسخره

سلام به دوستای گل

این سومین آپ متوالی منه و هنوز کامی کم پیدا ست

دوستان توجه کنید الان کسی که داره آپ میکنه منم ( میلاد )

کامی هنوز نیومده

خدا رو شکر ترم اول هم داره تموم میشه و من یه استراحتی می کنم و یه خوبی دیگه هم داره دیگه کسی نمی تونه به من بگه ترم اولی

به زودی پروفایلم رو کامل می کنم

جدیدا خیلی فیلم نگاه می کنم

میلی: دوستان به این آپ میگن یه آپ بی مزه

میلی: توجه کنید من آپ کردم

میلی : بعضی از بچه ها آدرس وبشون رو نمی ذارن مثلا فریبا  ( اگه میشه آدرس وبتون رو بذارید که منم بهتون سر بزنم )

میلی:  کسی هم برا آپ خبر نکردم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 12:51  توسط میلاد  | 

جووونی یا جوانی که ماشین نداره و دستش تو جیب خودش نیست

سلام به همه ی دوستان

اولش بگم که من امروز قصد نداشتم آپ کنم و اومدم یه سری به نظراتم بزنم که گفتم یه آپ هم کنم چون از تاریخ آپ قبلی خیلی خیلی گذشته و به دلیل کم پیدا بودن کامی خودم یه تنه این وب رو می گردونم تا کامی هم بیاد .

این چند روز به خاطر اینکه تعطیلات بود تونستم  درس هامو بخونم و یه جورایی جلو افتادم .

خیلی دوس دارم زودتر درسم تموم بشه و یه مهندس بشم که بتونم برم سر کار و حقوق بگیرم و دستم تو جیب خودم باشه ولی افسوس که این آرزوها نیاز به زمان داره و من تازه اول راه زندگی هستم .

یه شب با خودم نشستم و حساب کردم که من زمانی می تونم به آرزوهای خودم برسم و به چیزایی که دوس دارم داشته باشم برسم که سنی ازم گذشته باشه و تا اون زمان باید صبر کنم .

واقعا نمی دونم چی کار کنم چون الان به هیچ عنوان نمی تونم برم سر کار چون درس و کلاسام طوری هستن که همش باید برم دانشگاه اونم یه شهر دیگه و وقتی که کلاس تموم شد آخر شب میشه و دیگه نای کار کردن ندارم و بعد از یه مسافت طولانی میرسم خونه و می خوابم تازه این ترم اوله ترمای دیگه تعداد واحدای بیشتری می گیرم .

من هم مث همه ی آدما دوس دارم زودتر سنم بالاتر بره و لیسانس بگیرمو برم سر کار

 ولی می گن جوونی یه نعمته که وقتی پیر شدی قدرشو می دونی .

ولی به نظر من وقتی جوان باشی و دستت تو جیبت نباشه و تو جیب بابات باشه و بابا هم بعضی چیزا رو برات نخره ( مثلا ماشین ) همون بهتر که سنت بره بالا !!!!!!!!!!

میلی : هنوز هم کم پیدا هستم و کسی رو برای آپ خبر نکردم (منو ببخشید )

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 18:58  توسط میلاد  | 

میلاد و دستشویی خانم ها

سلام به همه ی دوستای عزیزم ٬ قبل از هر چیزی بگم که من خیلی شرمنده هستم که به کسی سر نزدم و نمی زنم ٬ واقعا وقتشو ندارم  و شما هم تعدادتون زیاده دلم نمی خواد به یکی سر بزنم بعد یکی دیگه بگه چرا میلی به همه سر زد به من سر نزد .

بچه ها حدود یه هفته پیش یه اتفاق باحال برام افتاد ولی چون کامی آپ کرد گفتم بزارمش واسه     هفته ی بعد

گلاب به روتون  هفته ی پیش می خواستم برم دستشوی که دستامو بشورمو آبی به صورتم بزنم . . داشتم تو دانشکده  دنبال دستشویی می گشتم ٬که دستشویی خانم هارو دیدم . خلاصه حالم گرفت و به گشتن ادامه دادم . ۶ متری راه رفتم که به یه دستشویی دیگه رسیدم که هیچی روش نوشته نبود و منم به خیال  اینکه دستشویی خانم ها همین نزدیکیاست واسه خودم حدس زدم که این دیگه دستشویی آقایون هست .  

خلاصه رفتم داخل دیدم ۴ تا دختر تو آینه دارن خودشونو درس می کنن . تو دلم گفتم این دخترا چقدر پررو هستن خجالت نمی کشن میان دستشویی آقایون   . منم رفتم قسمت توالت ها تا کار اونا تموم بشه و برم مو هامو درس کنم . بعد از چند مین باز هم رفتم ببینم کار اونا تموم نشده . دیدم نه انگار اینا خیلی پر رو هستن  . باز هم رفتم بعد از چند مین اومدم دیدم دارن میرن  . خوشحال شدم رفتم که موهامو درس کنم دیدم اههههه یه دختر دیگه اومد داخل گفت ببخشید آقا این دستشویی خانوما هست شما اینجا چیکا می کنی  . منم با کمال پررویی گفتم نخیر دستشویی شما چند متر اون طرف تره  . موهامو درس کردم همین که داشتم موهامو درس می کردم یههوو تو فکر فرو رفتم گفتم نکنه واقعا دسشویی دختراست که همش اینا دارن میان. خلاصه با یه خجالت وصف ناپذیری از دستشویی زدم بیرون . ۲تا دختر هم تو راهرو گفتن واه ه ه ه ه ه ه  .

منم از خجالت سرمو بالا نیوردمو رفتم تو کلاس

میلی : تو دانشگاه سوتی هام هنوز ادامه داره و همه به راحتی میفهمن که ترم اولم . چند روز پیش یه دختری ازم یه سوالی کرد بلد نبودم گفت ترم اولی هستی آره .

میلی :پروفایلم آماده شده ٬کامی هم بزودی پروفایلشو راه میندازه .

میلی :واقعا شرمنده به کسی سر نمی زنم  . نظراتتون رو می خونم . کسی هم واسه آپم خبر نکردم

میلی : برای قضییه دسشویی از هم کلاسی ها پرسیدم و گفتم که رفتم دستشویی گوشه ی راه رو و حسابی بهم خندیدن و گفتن که اون دستشویی دختراست .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 19:36  توسط میلاد  | 

وقت طلاست!

+بذار این اپمو با ۱ نصیحت شروع کنم.....برادر و خواهر محترم سعی کن درساتو یا خوب بخونی یا اصلا بی خیالش بشو!!!!!!!جدی می گم!!!اگه من ۱ حرف جدی زده باشم اونم همینه                                  اخه ما همیشه میگفتیم فردا زیست و شیمی و زمین داریم فقطم زمین می پرسه پس بی خیال بقیه بچسب زمین رو...........

کامی:چیه به من نمیاد نصیحت کنم؟؟؟؟؟اخه تا حالا هرکی رو نصیحت کردم فک کرده دارم باهاش شوخی میکنم بخندیم......برا همین نیششو باز می کنه.........

+من تا الان فک می کردم اگه کنکور رو رد کنی بری دانشگاه انگار رفتی سیزده بدر....ولی الان بچه هایی که رفتن دانشگاه دارن همانند خر اونم از نوع باربر و ۶ سیلندرش درس می خونند....نمونش همین میلی!!!!

کامی:می دونستین این اولین پست متفاوت ما بود؟؟؟؟؟؟اخه تا الان تو همه پستام وجود یک ضعیفه (همون دخی) وجود داشت...ولی الان نداره...

کامی:از تموم خانوم های محترم به علت استفاده از کلمه ضعیفه عذر می خوام....اصلا اگه شما نباشین این پسرا شارژای سیم کارتشونو کجا حروم کنن ؟؟هان؟؟

کامی:اصلا یادم نبود این وبلاگ   وبلاگی خانوادگی فرهنگی اجتماعی ورزشی و.....می باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 17:23  توسط کامران   | 

دخترایی که سن شون بیشتر می زنه یا ......ا!

سلام به دوستای گل و باحال

من نمی دونم چرا دخترای دانشجویی که الان همکلاسم هستن و یا تو دانشگاه می بینم . همشون سناشون بالاتر از حد معمول می زنه . حد معمول اینه که متولدین ۷۰ و ۶۹ ترم اول باشن . ولی من هر چی دختره سن بالا هست تو این کلاس می بینم . غیر از این سن هایی که گفتم .

نمی دونم این دخترا از پشت کنکور چه خیری دیدن که حاضر نیستن بیان دانشگاه . یعنی هر کدومشون رو که ببینی حداقل سال اول نمی رن و سال دوم میان . یعنی یه سال پشت کنکور رو شاخشونه .

من یه احتمال دیگه هم میدم . شاید هم اون دخترا همسن خودم باشن ولی سن شون بزرگتر  نشون میده

من یه مقاله ای خونده بودم توش نوشته بود : دخترا از لحاظ عقلی و فیزیکی نسبت به پسرا زودتر رشد می کنن.!!!!!!

میلی : فکر کنم این دخترا تا رنگ موهاشون مث دندوناشن نشه . دانشگاه بیا نیستن .

میلی : البته خیلی از دخترا هم زود میان دانشگاه ٬ ولی تعدادشون کمه

میلی : شایدم تصورات من غلط باشه ٬ چون من ترم اولم 

میلی : بعدش هی بگین ٬ چرا  اینقدر دختر ترشیده هست . خوب وقتی میان دانشگاه از همکلاسی های پسر سن شون بیشتره دیگه .  ( چه ربطی داشت  )

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 22:48  توسط میلاد  | 

عجب بدبختی شده ها

+اینم از اولین اپ رسمی بنده در این وب البته برای من باعث افتخاره که دارم تو چنین وب پر طرفداری اپ می کنما......نههههه؟؟؟؟؟؟؟

الان اصلان دم پر من نپرین که حال و روز درست حسابی ندارم........الان می گم چرا.....                        بنده ۱ عدد دختر خاله دارم که ۲ سال از من بزرگتره همین چند ساعت پیشم با خالم اومده بود خونه ما.. من بدبخت نشسته بودم یه گوشه که اومد گفت: کامی تو نرم افزار کینگت رو چند گرفتي؟     گفتم: من؟كينگ؟؟؟؟؟؟؟كو؟؟كجاست؟؟؟؟چند وقته؟چه شكليه؟؟؟؟؟؟؟                                                       گفت:دروغ نگوووووو   خودم رو ميز كامپيوترت ديدم...........       گفتم: اتاق نيست كه كاروانسراست.....اصلا من شايد سر بريده داشته باشم  يا شايد دوست دخترمو اونجا مخفي كرده باشم تو بايد بري اونجا اخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟                                                                              در همين حالت دستمو گرفت و كشيد گفت بيااااااااااااااااااااااااااااااااا......................منم رفتم كينگ رو بهم نشون داد گفت اينو مي گما.......... گفتم اين روچند روز پيش خريدم ۱۵ تومان....خيلي با حاله.........   گفت:پس من اينو مي برم بعدا برات ميارم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! گفتم:اجازه هم خوب چيزيه ديگه.........در همين حالت سريع برداشت گفت:كامي جون مياي بريم بيرن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟                 گفتم:برو كنار كه الان حال ندارم......اصلان كي مي ري خونتون.....       (اينو جدي بهش گفتم ولي فك كرد شوخي مي كنم).

كامي:خدا ۱۵ تومنم پريد اخه الان كه بره خونشون بايد بره دانشگاه اونم شهرستان.....هر وقتم بر گرده زشت بهش بگم پس بده ....اگرم بگم مي گه يا دست دوستاشه يا شهرستانه يا.....

كامي:خدايا ......اينم دختر خالست ما داريم....همه رو برق مي گيره ما رو باتري قلمي........

كامي:در ضمن فردا هم داريم مي ريم شمال.....خدااااااااااااااا مرا در ياب ديگه.......

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 10:50  توسط کامران   | 

دانشجوی پسر و صاحب خونه

این خونه ی دانشجویی هم عجب معضل پیچیده ای شده ها . ( برا پسرا البته ) .

برا دخترا که مشکلی نیست صاحبخونه تا می فهمه چند تا دختر می خواد خونه شو اجاره کنه قیافش اینجوری میشه و  میشه گفت خود آقای صاحب خونه هم هر شب خونه ی دخترا..........پشت سر زنش ها .

ولی همین که می فهمه چند تا پسر خونه اشو می خوان بگیرن اینجوری میشه . انگار نوکر هفت جد آبادش بودی .

مکالمه ی صاحب خونه با دانشجو اول دختر می گم و بعدش پسر .

با دختر :

صدای آقا بسیار ظریف میشه . انواع مسخره بازی ها رو جلوشون در میاره که مثلا دخترا بگن عجب صاحبخونه ی باحالیه  . ولی اشتباه فکر کردن دخترا تو دلشون میگن عجب مرتیکه ی خری گیرمون اومده ها .

یه جک هایی از خانومش پیش دخترا میگه ( البته پشت سر خانومش ) و هر دیقه هم در خونه ی دخترا تشریف داره که ببینه کم و کسری ندارن و در آخرشم صاحبخونه ی محترم یا همون مرتیکه ی عوضی با یکی از دخترا تریپ عشق بازی میاد .

و اما پسرا

از همون موقع که وارد بنگاه میشن غر غرا از صاحب بنگاه شروع میشه تا ......

و اما رفتار های صاحب خونه

۱. من خونه به پسر دانشجو نمی دم

۲ .توی یه منطقه ی متوسط شهرای کوچیک کرایه خونه با کرایه خونه در بالا شهر شهرای بزرگ برابری میکنه  .یکی نیست بگه مگه ما روی گنج نشستیم یا بوی پول میدیم .که اون خونه ی مسخره تو با این قیمت میدی .

3 . میگه حق ندارین رفیقاتون رو دعوت کنین . آخه مرتیکه به تو چه ربطی داره ما کی و دعوت می کنیم یا دعوت نمیکنیم . داری چند برابر پول میگیری

اگه یه خانواده میومد اونجا به هیچ عنوان این پول رو بهت نمیداد تازه هر روزم مهمون داشتن .

میلی: این میلی رو من از کامی تقلید کردم .

میلی : من هنوز خونه نگرفتم این حرفا درد و دل های دوستام بودن .

میلی : خودم هم خیلی دنبال خونه می گردم . مسیر رفت و آمد خیلی طولانیه

میلی :  صاحب خانه ها و همسایه های و .........چرا به پسرای دانشجو اینقدر بدبین هستین .

میلی : اگه واقعا می خواین فسادی نباشه . جلوی دختراتون رو بگیرین  (البته منظورم همون دخترایی هستن که ....)منظورم با همه دخترا نیست

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 16:3  توسط میلاد  | 

همکاری میلی و کامی"زلزله در بلاگفا "

سلام

من میلی هستم ٬ دوباره برگشتم

الان می دونم که همتون کفشارو در اوردین و نشونه گیری کردین که کفشای مبارکتون رو به سمت من پرتاب کنید .

حقم دارید ٬ مگه من مسخره شمام یا شما مسخره ی من هستین . هر دم و دیقه می گم من رفتم بای ٬ یهووو میبینین چند روز نشده که میلی جون برگشته .اینارو گفتم که یخورده به اعصابتون مسلط بشید ٬ خوب کفشاتون رو بپوشید  نیازی به پرتاب نیست . ( توجیه شدین ٬ الان! )

بله دیگه برگشتم ٬ آقایون خانوما همینه که هست می خواین بخواین ٬ می خواین نخواین من و کامی تصمیم گرفتیم که یه وبلاگ با همکاری هم بزنیم .

کامی رو که فکر کنم همتون میشناسین دیگه ! آره میشناسین .قراره از کم پیدایی در بیایم و پر پیدا بشیم . خودتون می بینید یه چیز دیگه من می خوام به برو بچز ثابت کنم که آدم می تونه هم وبلاگشو داشته باشه ٬هم درسشو بخونه .

نمی دونم چرا بعضی از بچه ها فکر می کنن تا مهر ماه شد دیگه باید برن دور درساشون

خیلی ها رو دیدم که روزای اول مهر خداحافظی کردن ٬ آخه خدا وکیلی کدوم معلم هفته ی اول درس داد که همتون تریپ بچه درس خون زدین ( یعنی اینقدر شما تابلو هستین  )ایندفعه هم تصمیم گرفتم برگردم و قرار نیست دیگه خداحافظی کنم .

خیلی هم دوس دارم دوستانی که توی تابستون میومدن وبلاگ قبلی من٬و همینجور وبلاگ قبلی کامی ٬ به اینجا هم بیان

راستی یه چیز دیگه هم بگم . اون وبلاگ قبلی دیگه دست من نیست

من اون وبلاگ رو حذف کرده بودم ٬ که یه نفر آدرس وبم رو برداشته برای خودش

منم دیگه کاری از دستم بر نمیاد . بذار واسه خودش باشه

اون وبلاگ دیگه مال من نیست ٬

خوب دیگه چیزی ندارم واسه گفتن ٬ خوب الان نوبته کامی هست

کامی تو هم هرچی که دوس داری بگووووووووو


سلام به همه دوستاي گل و بلبل و سنبل و......خودممن  کامی هستم

از قديم گفتن اول بزرگتر بايد بحرفه منم كه با ادب (دماغم دراز شد نه؟) برا همين گفتم اول داش ميلي شروع كنه..................داش ميلي هم كه همه چيزو گفت.........پس من ۱ كوچولو چرت و پرت مي گم كه نگن اين پسره لاله.....

يادتونه قديما ميلي وبلاگ داشت   من وبلاگ داشتم(يعني هنوزم دارم) اره؟يادتونه؟؟؟؟!!!!!! خب حالا هم منو ميلي تصميم گرفتيم بزنيم تو فاز شراكت.............تجربه هم ثابت كرده وقتي دو تا ادم موفق(يعني بنده و ميلي جون)  با هم باشن ديگه هيچكس جلو دارشون نيست....مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

كامي:اين كامي  رو من نمي تونم كنار بذارم..........................

كامي:الان پست اوله بهتره زياد فك نزنم تا خسته نشين.........در ضمن جيگراتونو بخورم من.....

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 18:13  توسط میلاد  |